
ادامه مطلب
می خواهم برای همیشه با تو باشم ای بهترینم
می دونی بدون تو می میریم
نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس بجز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیر خود کرده ای دعایی کن
که آخرین نفسم را در این قفس بزنم
آخه یه حس بدی بهم دست می ده، شاید برای شما هم همینطور باشه، انگار غم های عالم روی سرم خراب شدند.
مخصوصا که هوا بارونی هم باشه دیگه بدتر و خصوصا اینکه یه مشکلی هم برات پیش بیاد.
این روزها دل آسمون هم مثل من گرفته و همش داره اشک می ریزه. کاش می شد تولد امسال آخرین تولدم باشه.
خیلی دلم گرفته، خیلی خیلی خیلی. اینقدر اشک می ریزم که دیگه بچه ها هم نگرانم هستم ولی مثل پروانه دورم می چرخند، خیلی مهربونن.
یه شعر گفتم که ممکنه بهم بخندید چون نه ردیف داره نه قافیه، به بزرگواری خودتون ببخشید چون همینطور که دلم گرفته بود گفتم:
آسمان می گرید، به هوای دل من
دل او هم گویی، غم دارد چون من
آسمان دل من پاییزیست
ابرهایش پر از باران است
اشک می ریزد از این چشمانم
ابرهای تیره از آسمان رفت کنار
آسمان می خندد، اما.....
آسمان دل من همچنان بارانیست

ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا
![]()
![]()
میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و ![]()
![]()
![]()
![]()
دهمین کشتی نجات آقا امام رضا(ع) ![]()
![]()
بر شما مبارکباد![]()
همگی خیلی زحمت کشیده بودند و اومدند تولدم آخه همونطور که گفته بودم قرار بود بریم برای تولدم پارک. با بچه ها رفتیم پارک لاله و کیکی که خریده بودم و چیزای دیگه که تهیه کرده بودم توی پارک خوردیم و خیلی شلوغ کردیم. مریم حسینی آتیش بود که سوزوند.
خلاصه زورکی برای خودم تولد گرفتم دیگه. دست بر و بچ درد نکنه کادوهای قشنگی آورده بودند و حسابی به زحمت افتادند. جای بعضی دیگه از بچه ها کهدوست داشتم باهامون بیان خیلی خالی بود.
پریسا جونم، فاطمه، شیما و سمانه و .... جوووووونم خیلی خالی بود. خوب حالشون رو می گیرم برای کلاس می ذارن. البته کار داشتند و معذرت خواهی کردند باشه قبول می کنم.
از پیام های تبریک که بهم اس ام اس کردند هم تشکر می کنم خوشحالم کردند.
تا تولدی دیگر خداحافظ
قربون همتون برم اینم اشک شوق![]()
![]()
امروز تقریبا روز پرکاری بود
در کنار کار خیلی هم خوش گذشت![]()
آخه تولد یکی از بچه های خبرگزاری بود، دو تا کیک خریدیم مثل هم، البته آقای زمانی زحمت کشید خرید برای اینکه دعوامون نشه شکل هم خرید، کیک همکارم برای امروز بود و کیک من برای فرداست.![]()
نمی دونید با چه وضعی کیک خوردیم چون بچه های خبرنگار همگی می خواستند برن برنامه و من هم مشغول زدن خبر تلفنی بودم و همه در حال دویدن به این طرف و آن طرف، جای شما خالی.
شنبه هم تولد خودمه ولی چون فردا وقتمون آزاده قراره فردا برای خودم تولد بگیرم ولی نه تو خبرگزاری می خواهیم بریم پارک لاله ساعت ۲. تقریبا ۳۰ نفر می شیم اگه بدقولی نکنند و سرقرار حاضر بشن،
عکسای دسته جمعی مون اگه حاضر شد حتما براتون می گذارم تا ببینید.
ماجرای پارک رو هم براتون می نویسم.
شما هم فردا تشریف بیارید پارک خودتونه، خواهش می کنم زحمت نکشید کادو نمی خواد بیارید دست خالی هم قبولتون داریم.![]()

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من
به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من
بیفشان قطره اشکی که، من هستم خریدارش
بیاور قطره ای اخلاص و دریا کردنش با من
به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی
طلب کن آنچه می شخواهی مهیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را جمع، منها کردنش با من
چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن
غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من
به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان
بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من
اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو توبه نامه را بنویس، امضا کردنش با من
یا حق
مطمئنم که دروغ نیست و به اعتقاد من چنین معجزاتی از سوی خدا امکان داره.
توجه شما رو هم به این خبر جلب می کنم، امیدوارم که شما هم خوشتون بیاد.
به گزارش ریا نووستی نماینده این مسجدگفته است: در خانواده یعقوبوف ها 9 ماه پیش پسری بدنیا آمد که نام علی بر وی نهادند. اما چند روز بعد از تولد بر بدن این نوزاد کلماتی به زبان عربی نقش بست.
"مدینه یعقوبووا" مادراین کودک توضیح داد زیر چانه فرزندش بعد از تولد سیاهی هایی بوجود آمده بود که رفته رفته بعد از بهبود کلمه "الله" جای آن نقش بسته است.
وی گفت: این نوشته ها روزهای دوشنبه و جمعه پدیدار می شوند و در همین زمان دمای بدن نوزاد تا 40 درجه بالا می رود. این نوشته ها سه روز باقی مانده و سپس به تدریج از بین می روند و سپس نوشته های جدیدی بوجود می آیند.
والدین این خبر را تا زمانی که بر روی بدن کودک جمله "حدیث مرا به مردم نشان دهید" بوجود نیامد،با دیگران درمیان نگذاشته بودند.
خانم یعقوبووا گفت: علی فرزند دوم ماست. برای دخترم این مسئله پیش نیامده بود.
رییس اداره دینی مسلمانان داغستان از ارائه توضیحاتی در این باره خودداری نمود و اطلاع داد که او هم مانند بقیه از این اتفاق در عجب است.
بار ديگر ظالمانه، خيل جلادان شبانه
با دو دست بسته بردند يک غريبي را ز خانه
بار ديگر دست گلچين در مدينه آتش افروخت
بار ديگر آشياني در ميان شعله ها سوخت
داغ يک دسته شقايق، بر دل خونين صادق
بار ديگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق
شهادت ششمين شمع روشنگر و وصي پيغمبر، بر تمامی شیعیان جهان تسليت و تعزيت.
یک سخنران معروف در مجلسی ، یک اسکناس صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
دست همه حاضرین بالا رفت!
سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.
و سپس در برابر نگاههای متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟!
و باز دستهای حاضرین بالا رفت...
این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید!
بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟!
و باز دست همه بالا رفت!!!
سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید...
وی ادامه داد: در زندگی واقعی هم همینطور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبرو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرفنظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم...

صبح که از در میام بیرون اگر تو رو نبینم روزم شب نمی شه درسته بعضی وقتها ناراحتی ها و مشکلاتی هم برام ایجاد می کنی ولی خب چکار کنم از بین کیس های دیگه تو برام بهترینی و تو رو انتخاب کردم و نمی تونم به راحتی ترکت کنم.
تو باعث شدی صبح ها ورزش کنم به خاطرت بدوم شلوغی رو تحمل کنم، دوستای زیادی پیدا کنم، خرید کنم و ...
خب فهمیدید که منظورم چیه یا کیه؟
اشتباه نکنید بچه های منحرف...
منظورم قطار متروست دیگه- مترویی که تازه افتتاح شده بود و هیچ کس محلش نمی ذاشت الان بهترین وسیله برای رفت و آمد شده چون زود می رسی، سختی اش رو تحمل می کنی و به جون می خری.
مایحتاجمون رو تا جایی که امکان داشته باشد از اونجا تهیه می کنیم. صبحها تا قطار کرج رو می بینیم مجبوری بدویم و ورزش هم هست.
خلاصه مزایای زیادی داره در عین اینکه معایبی هم داره، تازه من خیلی از شعرها و مطالبم رو توی مترو می نویسم و خلی چیزای دیگه.
امیدوارم مسوولین مترو در پیشرفت این وسیله موفق باشند و از نظر کیفی و ازدحام نیز کاری انجام بدهند.
الان هم که این مطالب رو نوشتم چون اینقدر شلوغه که مجبور شدم بشینم و از وقتم استفاده کنم و این شاید دهمین قطار باشه که داره می ره و دیگه باید برم لا به لای جمعیت خودم رو یه جوری جا بدم چون دیگه دیر شده.![]()
يك پسر كوچك از مادرش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ مادرش به او گفت: زيرا من يك زن هستم.
پسر بچه گفت: من نمي فهمم. مادرش او را در آغوش گرفت و گفت: تو هيچگاه نخواهي فهميد. بعدها پسر كوچك از پدرش پرسيد: چرا مادر بي دليل گريه مي كند، پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنها براي هيچ چيز گريه مي كنند.
پسر كوچك بزرگ شد و به يك مرد تبديل گشت ولي هنوز نمي دانست چرا زن ها بي دليل گريه مي كنند. بالاخره سوالش را براي يك فرشته مطرح كرد و مطمئن بود كه فرشته جواب را مي داند.
او از فرشته پرسيد: چرا زن ها به آساني گريه مي كنند؟
فرشته گفت: خدا زماني كه زن را خلق كرد مي خواست كه او موجود به خصوصي باشد بنابراين شانه هاي او را آن قدر قوي آفريد تا بار همه دنيا را به دوش بكشد و همچنين شانه هايش آن قدر نرم باشد كه به بقيه آرامش بدهد. به او يك نيروي دروني قوي داد تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش را داشته باشد، وقتي آن ها بزرگ شدند توانايي تحمل بي اعتنايي آنها را نيز داشته باشد. به او توانايي داد كه در جايي كه همه از جلو رفتند نا اميد شده اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود. به او توانايي نگهداري از خانواده اش را داد حتي زماني كه مريض يا پير شده است بدون اين كه شكايتي بكند. به او عشقي داده كه در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آنها به او آسيبي برسانند . به او توانايي داد كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش كند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد. به او اين شعور را داد كه درك كند. يك شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي رساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش مي كند و به او اين توانايي را داد كه تمامي اين مشكلات را حل كرده و با وفاداري كامل در كنار شوهرش باقي بماند و در آخر به او اشك هايي داد كه بريزد اين اشك ها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست. در هر زماني كه به آنها نياز داشته باشد او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشك مي ريزد؟
فرشته گفت: زيبايي يك زن در چشمانش نهفته است زيرا چشم هاي او دريچه روح اوست و در قلب او جايي كه عشق او به ديگران در آن قرار دارد.
منبع: سايه روشن





ريواس مسرّت بخش و قابض و مقوي معده و روده ها است و نيز پاك كننده كبد و اشتها آور و صفرا بر و ضد استفراغ است. براي تنگي نفس و بواسير نيز مفيد است.
قند و چربي و فشار خون را پايين مي آورد.عصاره ريواس براي تقويت بينايي بسيار مؤثر است اما مصرف عصاره ريواس ـ به علت داشتن اسيد اگزاليك ـ براي مبتلايان به سنگ كليه و بيماريهاي كليوي خوب نيست.

۱- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!
۲- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن!
۳- وقتي مي خواين برين دست به آب ، با صداي بلند به اطلاع همه برسونين!
۴- وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!
۵- كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين!
۶- همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!
۷- جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين!
۸- توي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت ۵۰ كيلومتر در ساعت حركت كنين!
۹- وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين!
۱۰- از بستني فروشي بخواين كه اسم ۵۴ نوع از بستنيها رو براتون بگه!
ادامه مطلب
عید سعید فطر بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف از این بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنکس است که بخشیده می شود

گلم وقتی تو آمدی، همه گلها از دیدن زیبایی تو در شگفت ماندند
دختر گلم، سارای عزیزم تولد ۱۵ سالگیت مبارک![]()
دوستت دارم به اندازه دنیا
امیدوارم همیشه توی زندگیت موفق باشی

این شعر رو برای دخترم که تنها امید زندگیمه و چند ساله ازش بی خبرم گفتم
دخترم گرچه تو را برد ز پیشم پدرت
لیک مانده است برایم همیشه اثرت
روز و شب فکر تورا کرده ام و پیر شدم
از غم دوری تو، از زندگی سیر شدم
از همان روز که گرفتند تو را از بر من
روز و شب گشته روان اشک از دیده من
گر نباشی در کنارم دختر زیبای من
می کنم هر دم دعایت بر سر سجاده ام
فرشته کوچولوی من هرجا هستی موفق باشی

شهادت مولی الموحدین، حضرت امیرالمومنین علی (ع) بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد

بی تو اما عشق بی معناست، می دانی؟
دست هایم تا ابد تنهاست، می دانی؟
آسمانت را مگیر از من، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم، بی جاست، می دانی؟
تو، خودت را هدیه ام کردی، ولی من هم
شعرهایم را که بی پرواست، می دانی؟
هرچه می خواهیم - آری - از همین امروز
از همین امروز ، مال ماست، می دانی؟
گرچه من، یک عمر همزاد عطش بودم
روح تو، هم سایه دریاست می دانی؟
« دوستت دارم ! » - همین ! - این راز پنهانی
از نگاه ساکتم پیداست، می دانی؟
عشق من! - بی هیچ تردیدی - بمان با من
عشق یک مفهوم بی «اما» ست، می دانی؟
